کودکی پرسیدند عشغ یعنی چه ؟ گفت : بازی * از نوجوانی پرسیدند عشق یعنی چه ؟ گفت : رفیق بازی * از جوانی پرسیدند عسق یعنی چه ؟ گفت : پول * از پیری پرسیدند عشق یعنی چه ؟ گفت : عمر * از عاشقی پرسیدند عسق یعنی چه ؟ اهی کشیدو... هیچ نگفت
اگه چشمات پرسید بگو ندیدمش * اگه گوشات پرسید بگو نشنیدم * اگه دستات لرزید بگو مال سرماست * اگه پاهات سست شد بگو مال ضعفه * اما اگه دلت ریخت بهم به خودت دروغ نگو
م 900 مرتبه جمله عاشقانه را در 800جایه مختلف به 700 زبان در پیشه 600 نفر مطرح کردم * 500 نفر انها 400 جمله را به 300 زبان و در 200 برگ تر جمه کردند * 100 بار برای تو در 90 روز روزی 80 دقیقه خواندم * 70 جمله را 60 بار در 50 روز روزی 40 مرتبه برایه تو تکرار کردم * 30 تای ان را اموختی * پس از 20 روز 10 بار از تو 9 سوال کردم8مرتبه به سوال من 7 جواب درفاصله 6 روزدادی * 5 مرتبه تو را در 4 پارتی دعوت کردم * 3 بار 2 ساعت خواهش کردم تا 1 مرتبه به من بگوئی : دوستت دارم
اسمتو گذاشتم گل ترسیدم پژمرده شی گذاشتم خورشید ترسیدم غروب کنی گذاشتم جونم که اگه خدای نکرده بری منم برم
دخترک امد کنارم گفت : اقا عشق چیست ؟ گفتمش دختر سرو کار شما با عشق چیست ؟ گفت اقا خواب دیدیم عاشق شدم بگذریم از این مثل جان اقا عشق چیست ؟ گفتمش ای دختر این را ز بابایت بپرس ا چه میپرسی از مرد تنها عشق چیست ! رفت دختر پیش مادر پرسید بابایم کجاست ؟ یک نفر می گفت میداند که بابا عشق چیست ! گفت مادر : بابای تو پیش خداست . گفت : مادرجان خدا میداند عشق چیست ؟ گفت مادر انکه بابایت از من گرفت هر چه پرسیدم جواب داد . الا عشق چیست ! گفت : به چشمهایم نگاه کن بوی بابا میدهد این همان عشق است فهمیدی که حالا عشق چیست ؟ دخترک اشک را در چشمان مادر دید گفت : فهمیدم که عشق کیست اما نفهمیدم عشق چیست ؟
دنیا سه رکن داره : اول اینکه اصلا" عاشق نشی * دوم اینکه اگه عاشق شدی واسه عشقت بمیر * سوم اینکه اگه مردی خاک بر سر بی جنبت کنن
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق * زندگی یعنی لطافت گم شدن در نرمی عشق * زندگی یعنی دویدن بی امان در وادی عشق * رفتنو اخر رسیدن به ابدی عشق


