دلم دوباره هوای تو راکرده...
تقدیم به تنها تکسوار قلبم

            جک و لطیفه ی  قشنگ
لطفا نظرات خودتون درباره ی لطیفه ها  رودر صفحه اصلی وبلاگ بنویسید
نویسندگان این وبلاگ قصد توهین به هیچ قومیت ونژادی رو ندارن

یکی زن سبزه میگیره گره اش میزنه!

به یکی میگن :میدونی به نفت میگن طلای سیاه؟
 فرداش یه 20 لیتری میندازه گردنش!

به یک بنده خدایی میگن برا چی زنتو با چاقو کشتی میگه اخه وضع مالیم خوب نبود تفنگ بخرم!

پسره تو پارک با یه دختره قرار گذاشته بوده ، بعد همین که داشتن حرف میزدن یهو دختره میگه :
وای بابام از دور داره میاد
پسره میگه : بابات تا حالا منو دیده ؟
دختره : نه
پسره: اینکه ترس نداره ، بهش بگو من داداشتم!

قزوینیه سرما می خوره، از ترسش آمپولش رو می بره تهرون میزنه

یک بنده خدا داشته بچشو نصیحت می کرده، میگه پسرم اگه خواستی زن بگیری از فامیل بگیر، نیگا کن، مثلا داییت
زن داییتو گرفته، عموت زن عموتو گرفته، منم که مامانتو گرفتم!!

یه بنده خدا میره استادیوم، جو می گیردش با همه دست میده

یکی میره گل فروشی میگه آقا گل آفتابگردون دارین؟ یارو میگه نه. می پره تخمای یارو رو می گیره
طرف میگه آقا این چه کاریه؟  میگه خانمم گفته اگه نداشت، تخماشو بگیر!

اینم گفتگوی یه زن و مرد :
زن: خیلی بزرگه
مرد: عادت می کنی
زن: از پشت درد می گیره
مرد: جا باز می کنه
زن: نمی خوام، دردم می گیره
مرد: بزرگه؟
زن: آره
مرد: عیبی نداره، الان میرم پسش میدم جاش یه کفش دیگه می خرم!

غنفر رستوران میزنه، رو درش می نویسه: وقت نهار و نماز تعطیل است

یه بنده خدا زنگ میزنه 225 میگه آقا 2 تا 110 بفرستین بقیشو لطفا آدامس بدین!

دو تا مرغ داشتن برای هم دردل می کردن. اولی میگه بدبخت شدم! اون یکی میگه چرا؟ میگه آخه تو جیب
دخترم عکس خروس پیدا کردم! دومی میگه اینکه چیزی نیست من تو کیف بچم تخم مرغ پیدا کردم!

به مرغه میگن به جون بچت قسم بخور، میگه به تخمم!

میگن قزوینیا همشون خوش شانسن. آخه شانس جرات نم یکنه بهشون پشت کنه!

غضنفر تو قرعه کشی بانک شرکت می کنه، براش شیش ماه زندان در میاد!

غضنفر داشته شنای قورباغه میرفته، لک لک میاد می خوردش!